عماد الدين حسن بن علي الطبري
455
مناقب الطاهرين ( فارسي )
بر گرد وى چون مرغان پر زده ؟ رسول گفت : چنين بود . گفت : سوگند مىدهم كه با تو گفت كه اگر طعام دهد نخورى كه با تو سحر بكند در طعام و شراب ؟ رسول گفت : چنين بود . امير المؤمنين ( ع ) گفت : از من رسالت برسانى ؟ مرد گفت : [ آرى . راستى را كه ] آمدم پيش تو و مرا از تو دشمنتر كس نبود . و امروز دوستتر از تو مرا در عالم كس نيست . امير المؤمنين ( ع ) گفت كه : با عايشه بگو كه : تو از اطاعت خداى بيرون آمدى و چشم به خدا و رسول ( ص ) نداشتى و در لشكرگاهها مىگردى و عرض خاندان نبوّت بر باد مىدهى . و با طلحه و زبير بگو كه : انصاف نداديد با خدا و رسول كه حلال خويش را در خانه بنشانديد در پس پردهها به نام و ننگ و زن رسول ( ص ) را در پيش انداختيد و به جهان مىگردانيد نزد دوست و دشمن به لشكرگاهها تا مسلمان و ذمّى بر مسلمانى مىخندند و ذمّيان و غير ايشان طعنه مىزنند . رسول نامه بياورد و پيش عايشه بينداخت و پيغام برسانيد . و با خدمت امير المؤمنين ( ع ) رفت و آنجا در خدمت وى بود . در حرب صفّين كشته شد . عايشه گفت : عجب كه ما هيچكس به وى نمىفرستيم كه وى را از راه نمىبرد . « 1 » و مشهور است كه : ابو بكر با مسيلمهء كذّاب محاربت كرد . حنفيّه را بياوردند به بردگى و پيش ابو بكر بداشتند . طلحه و زبير پرده بر روى وى انداختند . حنفيّه گفت من برهنه نىام . مرا به چه سبب مىپوشانى ؟ مردم گفتند كه : تو را مزاد مىكنند به قيمت تا هر كه بيفزايد برگيرد . وى گفت : شوهر من نباشد الّا
--> ( 1 ) - الثاقب / 263 - 264 ، مناقب ابن شهر آشوب 2 / 260 .